خرید بک لینک

درباره سایت

کاشکی بد نشود آخر این قصه بد

امکانات وب

شاید موقت

صرفا یاد این بیت افتادم ک میگه:



با تو جهانم تازه تر میشد

شاید، سریال، برام، پاکش، بیشتر

از روزهای طبق معمولم

همین (:

برچسب: نویسنده: tohi-7 تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 0:29

بدون عنوانصدام بهتر شده ولی علائمم کم و بیش هستن سردرد و حالت تهوع هم اضافه شده همچنان دکتر نرفتم سردرد لعنتی وقتی میگیره انقد اذیت کننده اس ک حالت تهوع میگیرم. میگم شاید بخاطر گرمی هوا و کم ابی بدنمه! نمیدونم واقعا!میخواستم بشینم یه فیلم ببینم امشب که دیدم حوصله ندارم امشب بیخیال شدم.بودم، بیمه، گفتم، اینجا، پایینیه مدته خودسانسوری میکنم همش ، علتش اینه ک من یه روز اتفاقی ک داشتم وبلاگ های بروزشده رو میدیدم یه وبلاگی رو خوندم و با توجه به توضیحاتش در رابطه با اتفاقی ک افتاده بود فهمیدم همشهریم

برچسب: نویسنده: tohi-7 تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 0:29

شروع دوباره؟

مدتی بود خبری از این فکر و خیالا نبود و از دستشون راحت شده بودم امروز عصر نمیدونم چی شد یهو دوباره حمله کردن سمتم و متاسفانه نتونستم تا الان از پسشون بر بیام...



بی قرارم ، از اونا که نمیدونم باید چیکار کنم برای اروم شدنش...

دوباره، خودم، هاست، نمیدونم، میرم

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست (:

برچسب: نویسنده: tohi-7 تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 0:29

شازده



دیروز صبح مامان و بابا و خواهرم و همسرش راهی سفر شدن یکی از دوستانمون فوت کردن رفتن اونجا و خونه رو سپردن به من! در حقیقت علاوه بر خونه ، برادرم و خواهرزاده که امتحان نهایی داشت رو هم سپردن بهم :) شازده دیروز بعد امتحان اومد خونه ناهار خورد و گفت دوستام میان پیشم میرم خونه شب هم نمیام خونمون میخوابیم گفتم باشه ولی بشین درستو بخونا گفت باشه! حالا صبح اومد خونه هیچییی نخونده بود گیج خواب بود تا صبح داشتن بازی میکردن و گفت تازه ۴ صبح شام خوردیم /: گفت میخوابم

برچسب: نویسنده: tohi-7 تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 0:29

صفحه بندی